شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

درب کنسرو بازکن برقی
+ ما که بچه‌ي کوهستانيم و برف آدم اصالتشو گم نميکنه:) مام که عاشق برف يادش بخير بچه بوديم انقدر برف ميباريد بايد تو حياط با پارو راه باز ميکرديم تا بتونيم بريم مدرسه و وقتي با هزار سختي ميرسيديم مدرسه مي‌ديديم تعطيله:) پ.ن: دو تصوير اول از يجاي بکر که هنوز يکي دو نفر بيشتر توش قدم نذاشته بودن:)


مبارز..
1 دقيقه قبل
اره واقعا زمان قديم برف يه چي ديگه بوده..مامانم تعريف ميکنه ميگه وقتي برف مي اومد شماها کجا بودين؟:D اونقد برف رو زمين نشسته بوده که هم رو به زور ميديم و به قول شما تا چند ساعت فقط با پارو جلوي راه خونه و حياط رو باز ميکردن:D
بعدی همه 37 نظر قبلی
عرفان وادب
من برف ميخام..من برف ميخام..گوله برفي، آدم برفي@};-
مبارز..
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} چقدر دلبرانه از قم ميگيد دلم براش رفت @};- عاشقش بودم حالا عاشقتر شدمممم:)@};-

@شميم ياس @

+ [تلگرام] #چهارشنبه_هاي_باحجاب در #آمريکا دانشجوهاي #دختر #مسيحي #دانشگاه در ايالت يوتاي آمريکا کمپين چهارشنبه هاي #باحجاب راه انداختن براي مقابله با #اسلام_هراسي تا به مسلمونا بگن تنها نيستيد بعد يه #هرزه مغزي بنام #مسيح_علينژاد داره خودشو ميکشه که اينجا توي #ايران نفر بدون #روسري بيان بيرون... همين قدر بدبخت... همين قدر عقب افتاده #حجاب #دانشجويان #دانشجو #سلبريتي @ofoghkordestan
مبارز..
7 دقيقه قبل
+ * موج پيام رساني فداييان ولايت* آقاي خوبم جان من و تمام دوستان پيامرسانيم که شاخه ي *لايک* و *بازنشر*ي در گلدان کوچک اين فيد مي کارند به فداي يک لبخند تو اي پدر مهربان و داناي دنياي آخر الزمان !
.: فاطمه بانو :.
50 دقيقه قبل
*آسمان*
خدا حفظشون کنه... .
احسنتم...
بعدی همه 1342 نظر قبلی
مبارز..
منبع آرامش..
.: فاطمه بانو :.
@};-

خانه ي خانواده

+ سلام عليکم کاربر حاضر ، روز جمعه مبارک @};-
خانه ي خانواده
خدا نگهدار .
رايحه ي انتظار.مطهره
درود و سلام بر شما... همچنين :)
همه 6 نظر
خانه ي خانواده
{a h=ravandi}‍‍‍‍ راوندي {/a} عليکم السلام و خدا نگهدار شما هم .
{a h=andishe}خانه ي خانواده{/a} منظورتونو متوجه نشدم!!
+ گوئي از قرن‌ها پيش اين شهر، سنگفرش‌هايش را نذر کرده که فرش راهِ تو کند ديوارهاي اين شهر از هر ديواري کوتاهتر است براي تو تو نمي‌داني آمدنت چطور ممکن است يک شهر را بهم بريزد راست مي گويند که تاريخ هميشه تکرار مي شود اما نه فتح اين شهر نه کار اسکندرها بود، نه مغولان، نه انگليس‌ها و نه حتي تجزيه‌طلبان تو بيا قول مي‌دهم شهر يکپارچه تسليم تو شود بدون جنگ و خونريزي . . آفتابــ
تصوير: قزوين، کاروانسراي سعدالسلطنه
تصوير در سايز بزرگتر: http://s8.picofile.com/file/8349067576/%D8%B3%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D9%87.jpg
بعدی همه 13 نظر قبلی
{a h=mobarez10}مبارز..{/a} ممنون مهربانم @};-
عرفان وادب
چه عکسي@};-
+ سلام دوستان ... فيد موقت با گوگل کروم گوشي که ميامدم صحفه نظرات ارسالي و پيام دوستان و خصوصي سفيد بود فاير فاکس رو نصب کردم درست شد امروز اومدن از شاتل نت کامپيوتر رو نصب کردند هم با گوگل صفحات نامبرده سفيده هم با فاير فاکس... کسي ميدونه چرا ؟ و چکار بايد کرد ؟
تک دل❤ღ
1:11 عصر
البته ويندوز کامپيوتر ايکس پي هست و قديميه اما يادمه قبلن که استفاده ميکردم مشکلي نداشت!
خب ويندوز تونو دوباره نصب کنيد
بعدی همه 57 نظر قبلی
‍‍‍‍* راوندي *
{a h=advanced}اسپايکا{/a} خوش خبر باشيد @};-
تک دل❤ღ
{a h=advanced}اسپايکا{/a} ممنون انشالله..:)@};-
+ [وبلاگ] دُ چـار
***انتظار***
ديروز 4:41 عصر
مبارز..
بله حس ميکنم..@};- خيلي قشگ بود @};-
خيلي قشنگه...عگس هم زيباست
بعدی همه 15 نظر قبلی
خيلي خوب بود
{a h=peiam}پيام رهايي{/a} مچکرم
+ [تلگرام] آن قديم‌ترها اوضاع بهتر بود البته نه آنقدرها هم قديم... همين دهه هشتاد، ده‌سال کمتر دردهامان را هي مينوشتيم روي کاغذ و هي مچاله مي‌کرديم و پرتاب سه امتيازي مي‌کرديم يک گوشه از سطل يا پخشش مي‌کرديم کف اتاق... دلمان شايد آرام نمي‌شد اما خالي که مي‌شد... اما حالا چه؟ کمي مدرن‌ترش را در نظر بگيريد... مي‌نويسيم توي يک گوشه از يادداشت‌هاي گوشي... بعد هي ويرايش ميکنيم هي ويرايش مي‌کنيم هي ويرايش ميکنيم... دردهايمان را که کامل پنهان کرديم و تقريبا چيزي از نوشته‌مان باقي نماند، دست آخر سِند اش مي‌کنيم براي ملت... کانّه نه خاني آمده و نه خاني رفته... اما اين‌بار روح‌مان است که به جاي کاغذ مچاله مي‌شود... . . آفتاب
***انتظار***
ديروز 4:40 عصر
اندر احوالات دنياي مجازي... و تستي براي ارسال تلگرامي:-) دوست داشتيد ادامه ش رو بنويسيد:)
هي...:D
بعدی همه 16 نظر قبلی
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} خواهش ميکنم عزيزم.. =) دشمنت شرمنده مامان جان ..نمي دوني چه ذوقي مي کنم وقتي دست نوشته ي زيباتو دوباره مي بينم :) @};-
+ اين *بَـرگ‌هـ ـاي* رنگ پريـده هم بلدند چطور *اعتصـاب* کنند و هَـ ـروله کنان، سرنوشتِ خويش را به زير پاي عابران بسپارند و چه بلاتکليـ ـفند درختانِ عُريان و چه بُغضـ ـيست در گَلـ ـوي اَبـرها و چه تَب‌دارند واژه‌هـا و تا چه اندازه آمدن نمي‌داند... اين *بـ ـاران* آخـر از رفتن‌اَت ترسيده‌اند *پائيـ ـز*! . . آفتابــ

***انتظار***
ديروز 4:40 عصر
جان بخشي‌اي که از ديدن اين صحنه ها بر قلمم جاري شد.. هرچند پائيز تو کوچه پس کوچه هاي شهر رنگي نداره
زيبااا بود
بعدی همه 51 نظر قبلی
{a h=emozionante}.: فاطمه بانو :.{/a} لطف داريد فاطمه بانوي عزيز@};-
{a h=banoyedashteroya}هما بانو{/a} :)@};-
+ چَشمان‌اَت حُکمِ *شَب* را دارند همان حد *سياه* همانقَـدر *دِنـ ـج* همان‌اندازه *آرامِـش‌بخش* و براي من چه آسان است *ايمان* آوردن :) . . آفتابــ
***انتظار***
ديروز 4:40 عصر
أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا *اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ*.... إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ *يُؤْمِنُونَ* (نمل/86)
فقط يک مقارنه هست و لاغير... برداشت ديگري نشود:) عکس هم ندارد:)
بعدی همه 16 نظر قبلی
{a h=banoyedashteroya}هما بانو{/a} سپاس مادرهماي جانم@};- :)
هما بانو
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} فدات عزيزم:) @};-
+ تو آمدي در ماه رَبيع تا پائيز در آستانه‌‌ي زمستان به گُل بنشيند تا *زَمين* چشم‌روشني خود را از *آسمان* بگيرد تا حتي *پـادگان‌ها* هم آواز رهايي سر دهند... . پ.ن: نمي‌دانم معتمدها هم مي‌دانستند که نان اگر مي‌خورند و نفس اگر مي‌کشند به يمن وجود شماست؟ ميلادتان مبارک اي آقاي ما و اي پدر بزرگوار امام منتظَر(عج) آفتابــ
***انتظار***
ديروز 4:40 عصر
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ الْهَادِيَ الْمُهْتَدِيَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏
سعادت ديدار حرمشون رو نداشتم تا حالا، ولي ميدونم که حسي که در حرمشون خواهم داشت مثل حس عجيبي است که در مشهد و قم دارم... در اين مکانهاي مبارک احساس ميکنم روي زمين نيستم، چرا که حساب اين مکان از باقي مکانها سواست... اين حس رو نميشه با کلمات ناقص و ابتر بيان کرد...فقط بايد درکش کرد... نه از راه دور و نه با توصيف و تصوير... فقط بايد اونجا بود... همين
بعدی همه 22 نظر قبلی
هما بانو
{a h=maysan}در انتظار آفتاب{/a} خواهش ميکنم چان دلم:) @};- ببخشيد از حضور کمترم جان دلم ..@};- خودمم فک نمي کردم يه روز اينقد حضورم کم شه .. شايد ديگه لايق نيستم مادرجان.. ولي عشق به پارسي و عشق شما عزيزان ، هميشه انگيزه بوده و هستين براي اومدنم.. @};-
{a h=banoyedashteroya}هما بانو{/a} ما اين کم بودنتون رو برنميتابيم مادرجان... بايد زودتر برگرديد
mp3 player شوکر
فاطميون شهرضا
0 امتیاز
0 برگزیده
353 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
vertical_align_top